مذهبي- اجتماعي

برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1392 ساعت: 10:27
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1392 ساعت: 10:26
بسمه تعالي
گره زده ام بال های روسری ام را ...
ببین چگونه به رخ می کشم کبوتری ام را ...
پرم از مادری، از مهر، از آهنگ زن بودن ...
بکش ای باد رقص چادرم را تا فراسو ها ...![]()
شاعر: اعظم سعادتمند
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1392 ساعت: 10:06
پان پراگ (بی تیBT) نام محصولی که بارها بسته خالی سبز رنگش را در خیابان میدیدم و نمیدانستم چیست، مادهای که ظاهرا مخدری جدید برای نابودی دانشآموزان؛ دانشجویان و قشر جوان است.
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: جمعه 18 بهمن 1392 ساعت: 11:26
دسمال من زير درخت آلبالو گم شده
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: جمعه 18 بهمن 1392 ساعت: 11:21
تازه از کشورش، برگشته بود و داشت خاطره می گفت. ترس و هیجان، تو حرفهاش موج می زد. گفت: بعد از پیاده شدن از هواپیما و برای رسیدن به شهرمون، مجبور بودیم از یک جاده ی پر پیچ و خم، عبور کنیم؛ مثل جاده ی شمال ایران! می گفت: اون جا ما با دو دسته راهزن، مواجه هستیم؛ دسته ی اول اونایی هستند که به دنبال شیعیان می گردند تا همون جا کنار جاده، اونا رو سر ببرن! البته طرف حسابشون فقط جوونا هستند و با پیرها کاری ندارند. دسته ی دوم هم فقط با پول و اشیای قیمتی، کار دارند!
با اضطراب عجیبی ادامه داد: هنگام عبور از یکی از پیچ های جاده، تعدادی جنازه های سر بریده را دیدیم که کنار جاده افتاده اند؛ فهمیدیم مدتی قبل، اینجا بودند و با خود فکر کردم که اگر کمی زودتر رسیده بودیم معلوم نبود زنده می ماندیم. کمی که جلوتر رفتیم تعدادی افراد مسلح، جلوی ما را گرفتند؛ هم اسلحه داشتند و هم نارنجک؛ اما خوشبختانه از راهزنان دسته ی دوم بودند؛ تلفن همراه و پول ما را که گرفتند رفتند.... تو حرفهاش می گفت ایران، خیلی امنیت داره. ایران خیلی خوبه.... .1

برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: پنجشنبه 17 بهمن 1392 ساعت: 10:23
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: پنجشنبه 17 بهمن 1392 ساعت: 10:09
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت: 10:00
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت: 9:54
راهی شدیم سوی هدف در صف سبد،
یک صف دو صف هزار و سه صف، در صف سبد
شکر خدا که عصر گدا پروری گذشت،
شد دوره غرور و شرف در صف سبد،
خرم شده ست و سبز سراپای مملکت،
از بس که سبز گشته علف در صف سبد
تقسیم میکنند هم اکنون سبد سبد:
تدبیر، امید، شور، شعف در صف سبد
یک شانه تخم مرغ هم آذوقه میدهند
شد عمرمان اگرچه تلف در صف سبد
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت: 9:30
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: سه شنبه 15 بهمن 1392 ساعت: 7:20
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: سه شنبه 15 بهمن 1392 ساعت: 7:14
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: سه شنبه 15 بهمن 1392 ساعت: 7:07
لب تشنه اگر آب نبيند ، سخت است
نوكر رخ ارباب نبيند، سخت است![]()
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: جمعه 11 بهمن 1392 ساعت: 9:33
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: پنجشنبه 10 بهمن 1392 ساعت: 9:27
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: چهارشنبه 9 بهمن 1392 ساعت: 9:41
بسمه تعالي
درباره خداوند صفاتی وجود دارد از جمله اینکه میگویند خداوند غیور است. این تعبیر، تعبیر درستی است.
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت: 10:19
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت: 10:17
بسمه تعالي
آية الله مصباح یزدی با تاکید بر این که «زور، حرف اول ابرقدرت هاست»، تاکید کرد: ادعای دفاع از حقوق بشر، تنها بهانه ای برای فریب افکار عمومی مردم جهان است و هدف آمریکا توسعه و گسترش زندگی جنگلی وحشی بین ملت ها است.
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: شنبه 5 بهمن 1392 ساعت: 9:27
مراسم تشییع پیکر شهید اکبر شهریاری مدافع حرم حضرت زینب (س) صبح امروز پنجشنبه در کیانشهر تهران برگزار شد.

برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: جمعه 4 بهمن 1392 ساعت: 9:53
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: جمعه 4 بهمن 1392 ساعت: 9:47
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: جمعه 4 بهمن 1392 ساعت: 9:46
بسمه تعالي
ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد را![]()
نمی گیرد خدا هم در دلم جای محمد را
پس از عمری که چون پروانه بر گِرد علی گشتم
در این آیینه دیدم نقش سیمای محمد را
به بینایی امیر عرصه تجرید خواهی شد
کنی گر سرمه ات خاک کف پای محمد را
جهان را سر به سر آیینه ی روی علی دیدی
علی خود آینه ست ای دل تماشای محمد را
محمد «من رءانی» گفت و موسی «لن ترانی» دید
چه در دل داشت عیسی جز تمنای محمد را
شبی کآفاق را آیینه ی نور خدا دیدم
خدا می دید در آیینه سیمای محمد را
چطور آخر همین گوشی که جز دشنام نشنیده ست
شنید آخر به جان لحن دل آرای محمد را
چه باید گفت از آن شب، آن شب قدس اهورایی
که من با خویشـتن دیدم مدارای محمد را
که می داند که یوسف با همین آلوده دامانی
شنید آخر ندای گرم و گیرای محمد را
شب صبح ازل پیوند رویایی! تو می گویی
همین من دیدم آیا روی زیبای محمد را؟
سگ کوی علی هستم ولی دزدانه می بینم
علی بر سینه دارد داغ سودای محمد را
برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 10:13

برچسب: نویسنده: صديقه كياني تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 9:57